یک‌خطی‌اش می‌شود اینکه بعد از جنگ جهانی اول، قدرت‌هایی که بینی بقیه را خاک‌مال و اراضی سه امپراطوری(آلمان، عثمانی و اتریش-مجارستان) را جِر وا جِر  کرده بودند بعد از پیروزی با حضور صوری نمایندگان اقوام مختلف در پاریس جمع شدند تا برای اراضی مغلوبه تصمیم‌گیری کنند‌. اسمش را هم گذاشته بودند کنفرانس صلح پاریس! «پاریس ۱۹۱۹» روایت چند ماهی‌ست که سران این کشورها در پاریس داشتند برای سرنوشت دیگران تصمیم می‌گرفتند.

اثر متوسط یا ضعیفی‌ست؟! ابداً! خیلی هم پر مایه است و پر ملات. قصه اما آنجاست که بخش مهمی از کتاب روایت اتفاقات مربوط به جوامع اروپای شرقی‌ست و مرزبندی‌هایش و اقوام و کِش‌مکش‌ و انگشت توی چشم کردن اسلاوها و یونانی‌ها و بلشویک‌های غرب روسیه و امثالهم که خب هرچند دقیق است و ارزشمند و سرشار از اطلاعات و مایه پاره کردن تسمه تایم مخاطب اما برای مایی که مساله‌اش اروپای شرقی نیست ممکن است جذابیتی نداشته باشد.

سوی دیگر ماجرا اما رفتاری‌ست که قدرت‌های پیروز(انگلیس، فرانسه، ایتالیا و امریکا) با کشورهای افریقایی مستعمرهٔ آلمانِ شکست‌خورده داشتند و جوامع مسلمانِ به خاک سیاه نشستهٔ امپراطوری عثمانی که خب اینجای قضیه پرش می‌گیرد به پر مخاطب مسلمان خاورمیانه‌ایِ پُر از بغضِ استعمار که الحق و الانصاف که آموزنده است و عبرت‌برانگیز. به همان اندازه مسائل اروپای شرقی، اینها دقیق است و جذاب و سرشار از جزئیات و مایه چسباندن رینگ روغن مخاطب.

وجه دیگر ماجرا هم تسمه‌ایست که متفقین از گُردهٔ آلمان کشیدند و چنان توی سرش زدند و به گاری‌اش بستند که دو دهه بعد از خاکستر آن تحقیر، هیولایی به نام هیتلر برخاست که یک پای دومین جنگ جهانی بود. الغرض به شدت لذت‌بخش است بخصوص بخش‌های مربوط به هاپولی کردن فلسطین که عجیب جذاب و دقیق است. اقل ماجرا آن است که اگر حال هفتصد هشتصد صفحه‌ صلح پاریس را ندارید اما حتما بخش فلسطین آن را بخوانید تا گوشی دست‌تان بیاید سیاستمداران انگلیسی و فرانسوی در کنار رئیس‌جمهور جایزه صلح نوبل گرفتهٔ آن زمان امریکا با همدستی یهودیت سیاسی(صهیونیسم) چه آشی برای غرب آسیا پختند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *