همه در مورد این کتاب صحبت می‌کنند. خب بیایید ما هم آن را بررسی کنیم. موافقید؟! ارزش خواندن دارد یا نه؟! خب بله! قطعاً ارزش خواندن دارد. به طور خاص، موثرتر از هر چیز دیگری که دیده‌ایم. فقط یک نگاهی به میزان اعتیادآور استفاده از اینترنت به دور و برتان بیندازید. همانطور که نویسنده میگوید شما نمیخواهید اعتراف کنید که چقدر خواهان اینترنت هستید. یک نگاهی به خودتان بیندازید!

ببینید روزی چند مرتبه ایمیل، پیام کوتاه، به روزرسانی شبکه‌های اجتماعی و ورودیهای مشابه را بررسی میکنید. یکی از کسانی که این کتاب را خوانده می‌گوید من بلافاصله همه اینها را خاموش کردم تا ببینم چه اتفاقی می افتد. اعتراف عجیبی کرد: «میترسم بگویم که بسیار سازنده‌تر از حد معمول بودم. فکر می کنم مجبورم عادات کاری‌ام را در این مسیر تغییر دهم و مطمئن شوم که در بیشتر وقت ها اوضاع خاموش است.»

یادآوری اینکه معتاد شما معتاد هستید اعتراف خوشایندی نیست. شما هم مجبور نیستید همه بحثهایی که در کتاب شده است را دربست بپذیریداما این توصیه را به شما میکنیم که استفاده و خواندن این کتاب شهود و بصیرتی میدهد که تا پیش از آن غافل بوده‌اید. مثلا یک نمونه‌اش که گوگل و بقیه اگلیکیشن‌های با هر کلیک شما چقدر آورده مالی دارند. مسلما اطلاع از این مورد می‌تواند شما در لمس و کلیک کردن پیوند‌ها و صفحات و نامهای کاربری جدید مدیریت کند.

یادتان باشد که همه اینها برای درآمد بیشتر باید شما را دچار حواس‌پرتی کنند. دچار حواس‌پرتی که شدید عنان خود را به راحتی در دست هر چیزی می‌دهید که در فضای اینترنت شما را تحریک به کلیک کردن یک لینک یا دیدن یک صفحه جدید می‌کند. این شکلی می‌شود که برندها و شرکتهای از حواس پرتی شما درآمد کسب می‌کنند. هر قدر شما حواس‌پرت‌تر شوید آنها پولدارتر می‌شوند.

آیا اینترنت ما را احمق می‌کند؟ پرسشی که نیکلاس کار مطرح کرد تلنگری بود برای آغاز یکی از مهم‌ترین بحث های دوران ما که وقتی داریم از مواهب اینترنت لذت می‌بریم آیا در واقع توانایی‌مان را برای خواندن و تفکر عمیق فدا می‌کنیم؟ کاربرد این کتاب با تکیه این است که با دامنه وسیعی از مطالعات تاریخی و علمی تلاش می‌کند تاثیرات شناختی اینترنت را بر ذهن انسان بکاود. کتاب در 350 صفحه و توسط نشر گمان راهی بازار شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *