خیلی‌ها حامد عسکری را با شعر و ترانه و سروده‌هایی می‌شناسند که ته دل هر کسی را تکان می‌دهد. این شاعر خوش‌ذوق بمی یک بار هم دست به قلم شده و توان و تجربه‌اش را در عرصه متن نثر نوشتن هم امتحان کرده.  حاصل شده همین کتاب «پریدخت» که می‌بینید. قبل از ادامه بحث این را بگوییم که پریدخت از نظر ایده و زبان آنقدر بود که محمود دولت‌آبادی که کتاب را خوانده بوده، پرسان پرسان شماره تلفن حامد عسکری را به دست بیاورد و به او زنگ بزند و بابت انتشار چنین کتابی به او تبریک بگوید.

پریدخت مخاطبان سرسختی دارد. بهتر بگوییم موافقان و مخالفان محکمی دارد که هر کدام استدلال خود را در موافقت یا مخالفت با آن دارد. همین نشان می‌دهد که با متن قابل اعتنایی روبرو هستیم. حامد عسکری در پریدخت دست مخاطب را می‌گیرد و به حدود صد و پنجاه سال قبلِ ایران می‌برد در دوره قاجار. زمانی که ایرانی‌ها مشغول کشمکش‌های مشروطه و مبارزه با استبداد بودند. حالا این وسط یکی به نام محمود راهی فرانسه می‌شود تا درس طب بخواند اما دلش در ایران است.

محمودآقای داستان اما یک همسر عقد کرده دارد که همین خانم پریدخت خانم باشد. «پریدخت» حاصل مکاتبات عاشقانه محمود و پریدخت با همدیگر است و این وسط هم بعضی ماجراهای آن زمان مرور می‌شود. عسکری در پریدخت توانسته از نظر زبانی یک تجربه خوب و دلچسب را رقم بزند. فارغ و از رفت و برگشت‌های عاشقانه بین محمود و پریدخت، مخاطب تا حدی می‌تواند زندگی و زمانه دوره مشروطه و اواخر دوره قاجار را مرور کند. روی این حساب تا حدی می‌توانید با عبارات و اصطلاحات زمان قاجار آشنا شوید.

«پریدخت» در صدوچهل‌وچهار صفحه و توسط انتشارات قبسات راهی بازار نشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *