ملت عشق «رمان» است و نویسنده ادعای پژوهشگری ندارد برای همین نمی‌‌‌توان از این زاویه کتاب را نقد کرد. البته منابع اصلی و کهن در باب این موضوع نقاط ابهام بسیاری دارند. با این حال، به‌نظر می‌‎آید نویسنده به شناختِ محیطی و تجربه زیسته خود از مولوی و شمس و برخی منابع دست دوم و بالاتر بسنده کرده و سراغ منابع اصلی نرفته است.

از جهت انحصارطلبی در سطح سیاسی یا دیپلماسی فرهنگی بر کسی پوشیده نیست که ترکیه در پی حداکثر استفاده از میراث مولاناست. البته با شناختی که از نویسنده دارم پروژه‌­‌ای و سفارشی بودن چنین اثری را قدری بعید می‌‌­دانم، او زنی آزاداندیش و نویسنده‌‌­ای بین‌­المللی است و از منتقدان حکومت ترکیه. در این کتاب هم تأکید آن‌‌­چنانی بر ترک بودن مولوی نشده است.

در واقع آفت این کتاب‌‌­ها وقتی است که کسی با خواندن یک رمان خود را مولوی‌‌­شناس و مثنوی‌‌­شناس بداند و چنین تصور کند که می‌‌­شود همه بزرگان را به همین شکل «کپسولی» مطالعه کرد و به عمق مطالب ایشان راه یافت. مطالعه این آثار باید برای دریافت «آنچه می‌­‌گویند» باشد نه شنیدن آنچه ما دوست داریم بشنویم و این اتفاقی است که گاهی در فرایند عمومی کردن آثار و افراد مهم می‌افتد.

به نظر من، برخورد ما فارسی‌‌­زبانان با ملت عشق از آن یک کتاب بازاری ساخته است و این شاید واکنشی است به گفتمان خیلی جدی و رسمی ادبیات و عرفان در دهه 70 و قبل‌­تر. مخاطب امروز ناگهان با مولوی‌‌­ای مواجه می‌­شود که به او نزدیک‌‌­تر است و مسیر تحول شخصیتش از داستانی ملموس و ساده می‌‌­گذرد. اقبال به این کتاب واکنشی قابل پیش‌‌­بینی است. حواشی آن به بازاری و زرد جلوه دادن کتاب دامن زده وگرنه خود کتاب رمانی متوسط و خوش‌‌­خوان است.

شخصاً افرادی را می‌‌­شناسم که با خواندن این کتاب تشویق به مطالعه تخصصی شده‌‌­اند و در یکی دو کلاس و درس‌‌­گفتار هم شرکت کردند اما غالباً بعد از مدتی دلسرد می‌‌­شوند و دست­ می‌‌­‌کشند چون متون اصلی به سادگی رمان نیستند و کمی ممارست می‌‌‌‌­طلبند.

گذشته از تأثیر تبلیغات، محبوب شدن این کتاب باید از جنبه‌‌­های جامعه‌‌­شناسانه و روان‌‌­شناسانه بررسی شود، اگر مردم به کتابی اقبال نشان می‌‌­دهند حتماً نیازی را برطرف می‌‌‌­کند که مشابه آن را در منابع بومی و فارسی نیافته‌‌­اند. آخرین نکته این که محبوبیت و توجه بیش از حدی که به این کتاب و کتاب‌­‌های مشابه می‌‌­شود بیشتر از داستان‌­‌های پیچیده نشر و تبلیغات آن برمی‌­آید و نباید آن را گردن کم‌­‌کاری متخصصان ادبیات و عرفان انداخت.

 

سرکار خانم آزاده شریفی، دکترای ادبیات عرفانی و دارنده مدال طلای المپیاد ادبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *