همین حالا که شما نشسته‌اید زیر باد کولر و دارید لیوان چای یا شربت‌تان را هورت می‌کشید – البته اگر برق‌تان نرفته باشد و اعصاب‌تان مگسی نباشد– مردم در افغانستان دوباره اسلحه به دست شده‌اند. یحتمل خبر دارید که حضرات طالبان دوباره شلتاق کرده و دولت افغانستان و تعدادی از جریان‌های مردمی اسلحه دست گرفته‌اند که جلوی پیشروی‌اش را بگیرند. بد ندیدیم این روزها که حسابی این بحث داغ است برویم سراغ یک کتاب که بی‌ربط به این موضوع هم نیست. پس با ما همراه باشید!

 چرا بخوانیم؟!

حتما قبول دارید و داریم که فهم و شناخت ما از گروه طالبان همان روایت‌های رسانه‌ای است که تکلیفش هم روشن است. از موضوع، داستان دیو و دلبر می‌سازند. بسته به اینکه طالبان چهارشاخ خودش را در مسیر باد حضرات هوا کند یا نکند با او از در موافقت یا مخالفت در می‌آیند. حالا این وسط کتابی منتشر شده که روایتش از افغانستانِ زمان طالبان، روایت دوگانه دیو و دلبری نیست.

 چه می‌خوانیم؟!

این کتاب بیش از هر چیزی یک سفرنامه یا همان ناداستان است. حدود 20 سال قبل که طالبان تقریبا بر همه خاک افغانستان مسلط بود، یک روزنامه‌نگار عرب مصری موفق می‌شود برود افغانستان و بعد از برگشت، شرح دیده‌ها و شنیده‌هایش در این کشور را مکتوب کرده و حاصلش شده همین کتاب 236 صفحه‌ای حاضر.

چطور بخوانیم؟!

خواندن کتاب آسان است. بحث‌ها و جملات هویدی به روانی ترجمه شده‌اند. کتاب در مجموع شامل 13 فصل است که به دو بخش تقسیم‌بندی شده‌اند. دقیق‌ترش اینکه جناب هویدی دو مرتبه به افغانستانِ زمان طالبان سفر کرده. یک مرتبه‌اش شخصی بوده و مرتبه دیگر هم زمانی که شنیده طالبان افتاده به جان مجسمه‌های قدیمی و تاریخی بودا! عموم فصل‌های کتاب تعداد صفحاتی کمتر از 10 صفحه دارند. از این جهت می‌شود کتاب را در نشست‌های متعدد خواند.

خب که چی؟!

هیچی! حضرات طالب تقریبا نیمی از خاک افغانستان را تصاحب کرده و نمی‌شود نصف خاک همسایه‌ات تحت سلطه یک گروه باشد و او را نشناسی. می‌دانیم برای شناخت واقعیت باید از نگاه‌های صفر و یکی فاصله گرفت و واقعیت را آنگونه که هست دید نه آنگونه که جریان‌های دیو و دلبرسازی سیاسی می‌خواهند. عرایض ما تمام شد! شما هم بلند شو آن برق اضافه را خاموش کن که دوباره برق نرود!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *