قسمت اول

با وسعت گرفتن اعتراضات مردمی علیه شاه پهلوی و واکنش خشونت‌آمیز حکومت علیه اعتراضات، ساواک در یک حرکت ضربتی هرکس که حتی خاک اعتراضات روی پر شالش نشسته بود را روانۀ زندان می‌کرد. در این شلوغی‌ و بگیر ببندها هم اعضای کانون مستثنا نبودند و ریزبه‌ریز زندگی‌شان زیر نظر ساواک بررسی می‌شد. حتی به بعضی حال بیشتری هم دادند و در مقر از محضرشان مستفیض شدند. همین مسائل باعث شده بود که در میان اعضا اختلافاتی رخ بدهد و هرکس هر چه می‌خواهد بکند که ناگهان اتفاقی اوضاع را بدتر کرد تا حدی که فعالیت‌های کانون به مدت دو سال و نیم متوقف شدند، مرگ جلال!

بعدازاین اتفاق ناخوشایند تا فعالیت مجدد کانون، وقایعی فضای سیاسی و فرهنگی کشور را به‌شدت تحت تأثیر قرارداد. روی کار آمدن دولت کارتر و فشارهای حقوق بشری باعث شد که فضای کشور در اوایل دهه پنجاه بازتر شود و طبعاً در طرف مقابل فعالیت مخالفان نیز افزایش پیدا کرد.

در این زمان برخی اعضای سازمان به این نتیجه رسیدند که دوباره کانون را احیا کنند. در خرداد 52 نامه‌ای با امضای چهل عضو کانون برای هویدا فرستاده شد و در آن، اعضا رسمی شدن فعالیت‌های کانون را طلب نمودند. هم‌زمان نسخه‌ای از نامه در برخی مجامع روشنفکری آمریکا هم منتشر شد. همین بازتاب خارجی باعث شد که هویدا زیر فشار برود و در سخنرانی‌ای، غیرمستقیم موافقتش را با رسمی شدن کانون اعلام کند. پس از چندی نامه‌ای مجدداً برای نخست‌وزیری ارسال شد که البته به علت عزل هویدا هیچ‌گاه جوابی دریافت نکرد.

این اتفاقات باعث شده بود که همچنان کانون به‌صورت غیررسمی پیش برود و گه گاهی با حمایت‌های کانون‌های خارجی نفس تازه‌ای بکشد. تا اینکه در مهر 56 فرازی برای کانون به وجود آمد. در آن زمان مرسوم بود که انجمن‌های فرهنگی کشورهای مختلف مراسمی را بانام شب‌های فرهنگی برگزار کنند و مقررشده بود در آن تاریخ برنامه‌ای هم با همراهی کانون برگزار شود. همین باعث شد که صدای کانون بیش‌ازپیش به گوش اهالی ادب و فرهنگ دنیا و ایران برسد.

بعدازاین ماجرا فعالیت‌ها تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. آدم‌های مختلفی با تفکرات گوناگون وارد کانون شدند و همین فضای فی‌مابین کانون را دچار تفرقه و چنددستگی کرد. هم‌زمان با این متفرق شدن هیئت دبیران مشغول جدال با بخش‌های مختلف دولت بودند تا بتوانند جواز فعالیت رسمی‌شان را دریافت کنند (البته هیچ‌گاه به این مقصد نرسیدند). در نیمسال دوم 56 اوضاع کمی بهتر شد؛ اعضا کماکان زیر نظر ساواک بودند اما برخوردهای قهرآمیز به حداقل خود رسیده بود. سازمان در جریان جلسات مختلف کانون و رفت‌وآمد اعضا بود اما در آن مقطع مسائل مهم‌تری برای رسیدگی وجود داشت؛ گروه‌های مخالف و مسلحی که هرروز زاویه‌شان با حکومت تندتر می‌شد.

در بهار 57 همان اختلافی که عرض کردیم به بالاترین حد خود رسید و ترکش‌های درگیری به مطبوعات که به علت فضای بازتر در حال تنفس بودند، رسید. این درگیری‌ها تا حدی پیش رفت که برخی اعضای قدیمی از کانون اخراج شدند.

ادامه دارد…

عصر اندیشه

نمایندگان امر، نمایندگان کلام

12 سال با کانون نویسندگان ایران و اهالی آن از سال 1345 تا 1357 ۱,۶۰۰,۰۰۰ ریال

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.