کتاب با یک چرا آغاز کنید، نوشتۀ سایمون سینک، را نشر ذهن آویز به چاپ رسانده است. در این کتاب درمی‌یابیم که رهبران و مدیران بزرگی که الهام‌بخش ما هستند -از مارتین لوتر کینگ گرفته تا استیو جابز- مانند هم می‌اندیشند، عمل می‌کنند و ارتباط برقرار می‌کنند!

این کتاب زیبا و تأثیرگذار با نقل داستان‌های واقعی و بیانی ساده، چهارچوبی را فراهم می‌کند که بتوان بر اساس آن، سازمان‌ها را ساخت، جنبش‌ها را رهبری کرد و برای همه الهام‌بخش بود و همۀ این اتفاقات بزرگ فقط با یک چرا آغاز می‌شود!

در دنیای امروز افرادی زندگی می‌کنند که دیگران را رهبری می‌کنند. این رهبران از جایگاه قدرت برخوردارند و تأثیرگذارند. کسانی که رهبری می‌کنند، الهام‌بخش ما نیز هستند.

همۀ ما، چه در قالب افراد و چه در پوشش سازمان، دنباله‌رو کسانی هستیم که به خواست خود رهبری نمی‌کنند، بلکه ما خواستار پیروی از آن‌ها هستیم. پیروی ما از این افراد، نه به خاطر آن‌ها، بلکه به خاطر خودمان است.

این کتاب برای آنانی است که یا می‌خواهند الهام‌بخش دیگران باشند یا در این اندیشه‌اند که فردی الهام‌بخش را بیابند.

سایمون سینک فرد خوش‌بینی است که باور دارد بشریت، آینده‌ای روشن دارد. سخنرانی او در سایت تد، سومین سخنرانی پربیننده‌ای است که تاکنون روی این سایت قرار گرفته است. او مشاور سازمانی و سخنران انگیزشی است و در حال حاضر، مربی ارتباطات استراتژیک دانشگاه کلمبیاست.

او دانش‌آموختۀ کارشناسی حقوق از دانشگاه لندن‌سیتی و نیز کارشناسی انسان‌شناسی فرهنگی از دانشگاه برندایس است و فعالیت حرفه‌ای خود را از یک آژانس تبلیغاتی کوچک در شهر نیویورک آغاز کرده است.

برشی از کتاب با چرا آغاز کنید:

دانستن چرایی تنها راه موفقیت نیست، اما تنها راه برای حفظ موفقیت بلندمدت و داشتن ترکیب بزرگ‌تری از خلاقیت و انعطاف‌پذیری است. هنگامی که چرایی ملموس و واضح نباشد، حفظ رشد، وفاداری و انگیزه، چیزهایی که به ما در رسیدن به موفقیت اصلی کمک نموده‌اند، دشوارتر خواهد بود.

منظور از دشوار این است که فریب به‌سرعت جای الهام بخشیدن را گرفته و به استراتژی انتخابی برای انگیزه دادن به یک رفتار خاص تبدیل می‌شود. این انتخاب در مدت کوتاه مؤثر است، اما در دراز مدت هزینه‌های بالایی دربردارد.

شرکت‌های راه‌آهن کلاسیک را در نظر بگیرید. در اواخر دهۀ ۱۸۰۰، شرکت‌های راه‌آهن بزرگ‌ترین شرکت‌ها در کشور بودند. با رسیدن به موفقیتی به یاد ماندنی و حتی تغییر منظرۀ کشور امریکا، چرایی این شرکت‌ها اهمیت خود را از دست داد. این شرکت‌ها با کاری که انجام می‌دادند (چیستی) درگیر شده و وارد کسب‌و‌کار راه‌آهن شدند. این موضوع باعث کوچک‌تر شدن دیدگاه آن‌ها شد و تصمیم‌گیری آن‌ها را تحت تأثیر قرار داد -آن‌ها همۀ پول خود را در مسیرها، مهارهای صلیبی و موتورها سرمایه‌گذاری کردند. اما در آغاز قرن بیستم، فن‌آوری جدیدی معرفی شد: هواپیما، و تمامی شرکت‌های بزرگ راه‌آهن از بازار خارج شدند.

اگر این شرکت‌ها خود را به عنوان شرکت‌های بزرگ حمل‌ونقل معرفی می‌کردند چطور؟ شاید رفتار آن‌ها متفاوت می‌شد. شاید فرصت‌هایی را برای موفقیت خود می‌دیدند. شاید امروز به شرکت هواپیمایی تبدیل شده بودند…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *